مهر ماه یادآور یادبودهای بیشماری است ...
یادبود شنیدن ترانه های روزهای آغاز مدرسه از رادیو و تلویزیون ...
یادبود خرید کیف و کفش نو برای آغاز سال آموزشی نو ...
یادبود دلهره های پیش از رفتن به مدرسه ...
یادبود دلتنگی ساعت های نبودن در کنار خانواده ...
یادبود روکش کردن پلاستیک روی کتاب های درسی ...
یادبود منگنه کردن کتاب ها ...
یادبود جدا کردن دستانت از دست مادر در ورودی به مدرسه ...
یادبود هلهله، گریه و لبخند در حیاط و سرای مدرسه ...
یادبود ایستادن در کناری غریب وار و ناآشنا همراه با گلویی بغض کرده...
یادبود آمدن دستی غریب ولی آشنا بر شانه هایمان برای آغاز یک دوستی تا ...
یادبود رفتن سر کلاس درس با نیمکت های سه نفره چوبی و تخته سیاه و گچ های سپید و قرمز که آموزگار با خودش می آورد ...
یادبود گذاردن کیف هایمان در داخل نیمکت و سبقت و پیش دستی برای کنار دیوار، میان و یا سر نیمکت نشستن ...
یادبود از جلو نظام گفتن های سر صف مدرسه ...
یادبود روزهایی که ناظم مدرسه از نیامدن آموزگار به مدرسه خبر می داد و...
یادبود دست به سینه نشستن ها و تخته سیاه به دو نیم شدن " خوب " و " بد " بوسیله مبصر کلاس ...
یادبود نگاه کردن به برنامه درسی هفته و تیک زدن زنگ های ورزش ...
یادبود از سرویس جاماندن ها و دیر به کلاس رسیدن ها و ...
یادش بخیر آن روزها؛ روزهای شاد و خوبی بود ... با همه دغدغه ها و گرفتاری های ویژه خودش...
بچه های دولت آباد...
ما را در سایت بچه های دولت آباد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10